نبود رشک عشق تو بجهد خون عاشقان چو شفق بر سر افق همه گردون نشان شود
چه زمان باشد آن زمان که بلرزد ز تو زمین چه عجب باشد آن مکان چو مکان لامکان شود
ز خیال نگار من چو بخندد بهار من رخ او گلفشان شود نظرم گلستان شود
بفشان گل که گلشنی همه را چشم روشنی به کرم گر نظر کنی چه شود چه زیان شود
خوشم ار سر بداده ام چو درختان به باد من که به باغ جمال تو نظرم باغبان شود
چه عجب گر ز مستیت خرف و سرگران شوم چو درختی که میوه اش بپزد سرگران شود
چو بنفشه دوتا شدم چو سمن بی وفا شدم که دل لاله ها سیه ز غم ارغوان شود
رخ یارم چو گلستان رخ زارم چو زعفران رخ او چون چنین بود رخ عاشق چنان شود
همه نرگس شود رزان ز پی دید گلستان گل تو بهر بوسه اش همه شکل دهان شود
به وصال بهار او چو بخندد دل چمن ز غم هجر جوی ها چو سرشکم روان شود
چو پرست از محبتش دل آن عالم خل که درختش ز شکر دوست سراسر زبان شود
چو سر از خاک برزنند ز درختان ندا رسد که تو هر چه نهان کنی همه روزی عیان شود
گل سوری گشاد رخ به لجاج گل سه تو گل گفتش نمایمت چو گه امتحان شود
ز تک خاک دانه ها سوی بالا برآمده که عنایت فتاده را به علی نردبان شود
تو زمین خورنده بین بخورد دانه پرورد عجب این گرگ گرسنه رمه را چون شبان شود
همه گرگان شبان شده همه دزدان چو پاسبان چه برد دزد عاشقان چو خدا پاسبان شود
مشتاب ار چه باغ را ز کرم سفره سبز شد بنشین منتظر دمی که کنون وقت خوان شود
ز رفیقان گلستان مرم از زخم خاربن که رفیق سلاح کش مدد کاروان شود
خمش ای دل که گر کسی بود او صادق طلب جهت صدق طالبان خمشی ها بیان شود
966
دیده خون گشت و خون نمی خسبد دل من از جنون نمی خسبد
مرغ و ماهی ز من شده خیره کاین شب و روز چون نمی خسبد
پیش از این در عجب همی بودم کآسمان نگون نمی خسبد
آسمان خود کنون ز من خیره است که چرا این زبون نمی خسبد
عشق بر من فسون اعظم خواند جان شنید آن فسون نمی خسبد
این یقینم شدست پیش از مرگ کز بدن جان برون نمی خسبد
هین خمش کن به اصل راجع شو دیده راجعون نمی خسبد
967
رسم نو بین که شهریار نهاد قبله مان سوی شهر یار نهاد
نقد عشاق را عیار نبود او ز کان کرم عیار نهاد
گل صدبرگ برگ عیش بساخت روی سوی بنفشه زار نهاد
هر که را چون بنفشه دید دوتا کرد یکتا و در شمار نهاد
بی دلان را چو دل گرفت به بر سرکشان را چو سر خمار نهاد
منتظر باش و چشم بر در دار کو نظر را در انتظار نهاد
شهید وطن...
ما را در سایت شهید وطن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ilia
بازدید: 103
تاريخ: سه
شنبه
7 خرداد
1392 ساعت: 17:10